در این نشست تخصصی، نقش علوم اعصاب شناختی و اقتصاد رفتاری در فهم و تحلیل تصمیمگیری اقتصادی بررسی شد و نشان داده شد که ادراک و انتخابهای انسان همواره صرفاً بر اساس اطلاعات عینی و محاسبات عقلانی شکل نگرفتهاند، بلکه تحت تأثیر زمینه، نحوه ارائه اطلاعات و محدودیتهای شناختی قرار گرفتهاند. در این چارچوب، موضوعاتی مانند وابستگی ادراک به زمینه، قانون وبر، خطاهای ادراکی، نقطه مرجع و نظریه چشمانداز، تنزیل زمانی و ترجیح پاداشهای فوری، Present Bias و Hyperbolic Discounting، میانبُرهای شناختی و هزینه پردازش شناختی مورد بحث قرار گرفتند. همچنین ارتباط میان سازوکارهای تصمیمگیری فردی و شکلگیری رفتارهای جمعی مانند همرنگی، سرایت رفتاری و رفتار گلهای مورد توجه قرار گرفت و نقش سازوکارهای عصبی و شناختی در این فرایندها بررسی شد.
به گزارش روابط عمومی موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی در بخش کاربردی این نشست، این مفاهیم به بازار، رفتار مصرفکننده و سیاستگذاری عمومی ارتباط داده شدند و مفهوم Nudge و قیممآبی آزادیخواهانه (Libertarian Paternalism) و تفاوت آن با سیاستهای سنتی مانند تخفیف قیمتی مورد بررسی قرار گرفت. همچنین بر ضرورت توجه به واکنشهای رفتاری افراد و بنگاهها، انتظارات، اعتماد و ناهمگنی عوامل اقتصادی در طراحی سیاستها تأکید شد. در ادامه، ضرورت حرکت از «رصد بازار» صرف به سمت شبیهسازی و آزمایش سیاستها پیش از اجرا مطرح شد و ظرفیت ترکیب مدلهای تعادل عمومی (CGE)، مدلسازی عاملمحور (Agent-Based Modeling)، تحلیل شبکهها (Network Analysis) و دادههای واقعی بازار برای ارزیابی سیاستهای صنعتی، معدنی و تجاری مورد بررسی قرار گرفت.
در مجموع، این نشست بر اهمیت پیوند میان مغز، رفتار فردی، رفتار جمعی و ساختار بازار و نقش این پیوند در طراحی سیاستهای هوشمندتر و ایجاد آزمایشگاههای سیاستی مبتنی بر داده و شبیهسازی تأکید کرد.
دیدگاهها